حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2281
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
داشت ، مگر اينكه از فتح مأيوس باشيم . هركس شمشير خود را بر ضدّ راهزنى به كار ميبرد ، تا اگر زندگانيش را نجات ندهد ، لااقل انتقام مرگ خود را بكشد . وقتى كه كينهها بجدال خاتمه يافت ، ديگر موقع آن نيست ، كه فكر كنيم ، كه آيا صلح ميسّر است يا نه . در اينوقت بايد فكر كرد و يافت ، كه اميدها و وسايل امتداد جنگ در چيست . اما من از بهرهمندى خودمان مطمئن هستم ، ولى به شرط اينكه داراى جرئت باشيم . شما به قدر من ميدانيد ، كه روميهائى ، كه در بىتىنيّه آكوىليوس « 1 » و در كاپادوكيّه مالتىنوس « 2 » را شكست دادند ، غير مغلوب نيستند . اگر در ميان شما كسانى باشند ، كه از تجربيّات خودشان كمتر متأثّر ميشوند ، تا از آزمايشهاى ديگران ، بايد در نظر گيرند ، كه آيا پيرّوس پادشاه اپير فقط با پنجهزار نفر مقدونى در سه جدال روميها را مغلوب نساخت . آيا نميگويند هاننىبال در مدّت 16 سال در ايطاليا فاتح بشمار ميآمد و اگر متوقف گشت ، نه از نيروى روميها بود ، بل از رقابت و حسد درونى مردان قرطاجنه . مردمان گالّى ، كه آنطرف آلپ سكنى دارند ، داخل ايطاليا گرديده در آنجا شهرهاى عمده و نيرومند را تصاحب كردند . مقدار اراضى ، كه گالّىها در ايطاليا بدست آوردند ، بيش از زمينهائى بود ، كه در آسيا تصرّف كردند ، و حال آنكه ميگفتند ، آسيا مدافعى نداشت . روميهائى ، كه از گالّيها نه فقط شكست خورده ، بل شهرشان را از دست داده بودند ، فقط تپّهاى براى پناهگاه خود داشتند و آنها اين دشمن مهيب را با طلا از خود دور كردند نه با آهن . . . . . . . ( سپس مهرداد از وقايع بعد ايطاليا و كارهاى روميها صحبت ميدارد ، ولى ، چون براى مقصود ما اهميّت ندارد ، ميگذريم ) . بعد مهرداد گويد : امّانژاد خود را ، كه از طرف پدر به كوروش و داريوش بانيان دولت پارس و از طرف مادر به اسكندر بزرگ و سلكوس نيكاتور مؤسّس دولت مقدونى ( يعنى سلوكى ) ميرسد ، آيا ميتوانم بانژاد اين دسته درهموبرهم خارجيها مقايسه كنم و اگر ملّتم را با روميها بسنجم مىبينم ، كه نه فقط با آنها
--> ( 1 ) - Aquilius . ( 2 ) - Maltinus .